هوس زاییدن فیل با زهدان موش

این خیال در پرواز برگشت به امریکا به من دست داد که فاشیزم در کشور ما می خواهد با زهدان موش فیل بزاید.

پروازم از کابل به امریکا با هواپیماهای شرکت امارات بود که از دوبی یک سره به شهر سیاتل در غرب امریکا می رفت. این سفر حدود پانزده و نیم ساعت بود. سفرهای دور و دراز را معمولا هواپیما در ارتفاعات ۳۰ تا ۳۷ هزار پا (فت)‌ طی می کنند.


قسمت بالایی عقب هر چوکی در این طیاره ها، یک نمایشگر دارد که سرنشین عقبی می تواند در آن فلم تماشا کند یا از جریان سفر آگهی یافته و از وضعیت آن باخبر شود. وقتی روی نمایشگر پیشرویم، به لست فلمهای در دسترس دیدم، چشمم به فلم معروف هندی مغل اعظم افتید. این همان فلمیست که مصرع آِغازین آهنگ پرآوازه اش «پیار کیا تو دهرنا کیا» را حامد کرزی نیز در یکی از سفرهایش یاد آوری کرد تا نشان بدهد که گویا بافرهنگ هند آشناست. معنی این مصرع اینست که وقتی عشق ورزیدی، دیگر ترس چرا؟


خواستم برای چندمین بار و پس از سالهای زیاد این فلم را ببینم و این بار در ارتفاع ۳۶هزارپایی. جالب این که حالا این فلم را حالا سراپا رنگین ساخته اند، در حالی که در اصل به گونه سیاه سفید ساخته شده بود و تنها همین آهنگ معروف را رنگین ساخته بودند.


https://www.youtube.com/watch?v=TdOS-0sIW-Y


و اما این بار، برای من دو نکته از ین فلم جالب بود. یکی این که انارکلی که نقش ش را مدهوبالا (کابلی الاصل) بازی می کند، فال حافظ می بیند. واین بیت حافظ گویای فالش می شود:

دل می رود زدستم، صاحبدلان خدا را

دردا که راز پنهان، خواهد شد آشکارا


انارکلی این شعر را به همان لهجه ی هندی برای ندیمه اش می خواند و ترجمه اش می کند. این همان آغاز عشق انارکلی به شهزاده سلیم (جهانگیر) است. انارکلی کنیز و رقاصه دربار است و همه داستان به دور همین موضوع می چرخد که کنیزی می خواهد به شاهی مقابل نشیند و از اشکارشدن راز عشقش نگران است. فال حافظ گویای حالش می برآید.

نکته دیگر در این فلم این است که جشن نوروز را در دربار مغولیه هند تجلیل می کنند. آهنگ یادشده بالا (پیار کیا تو دهرنا کیا)‌، چنان که ندیمه انارکلی در بخشی از فلم می گوید، در جشن نوروز خوانده می شود.


از دو نکته بالا یک بار دیگر بزرگی و گستردگی زبان و فرهنگ فارسی را می توان دریافت. شاهان مغولی و ترک سلطنت را با زور شمشیر می گرفتند اما این فرهنگ و قلم و زبان فارسی بوده است که همیشه حکومت و سیاست و فرهنگ و تمدن را در این مناطق زمینه و زهدان بوده است. آیا بدون زبان و فرهنگ فارسی چیزی به نام تمدن در گونه کنونی اش درین منطقه می داشتیم؟

وقتی حالا تلاش چریسه مغزهای فاشیست افغانی در دشمنی با فارسی را می نگریم، جز این که به حماقت و جهالت شان بخندیم و تاسف کنیم هیچ واکنش دیگری نمی تواند سزاوارشان باشد. این ها می خواهند حکومت کنند و آنهم در خلای یک زبان و فرهنگ همه گیر وفراقومی. یعنی می خواهند با زهدان موش فیل بزایند. آیا ممکن است؟




/ 0 نظر / 17 بازدید