سیاست خارجی امریکا در افغانستان گروگان فاشیزم افغانی!


رویکرد زلمی خلیلزاد در امور افغانستان مطلقا قومگرایانه بوده است. هژده سال پیش نیز زمانی که خلیلزاد در تیم کاندولیزا رایس مشاور امنیت ملی امریکا بود، از کمک امریکا به جبهه متحد ملی به رهبری استاد شهید- برهان الدین ربانی،‌ جلوگیری کرده بود. این مطلب را کاندولیزا رایس- وزیر خارجه وقت امریکا، در اپریل ۲۰۰۴ در جلسه استماعیه سنا اعلان کرد. 

آن گونه خانم که رایس می گوید به کمک خلیلزاد آنها به جای توجه به جبهه شمال به جنوب توجه کردند. 

کار خلیلزاد هیچ نتیجه و پیامدی نداشت جز این که شمال را از کمک امریکا محروم کند در حالی ک نتوانست هیچ جبهه یی در جنوب علیه طالبان باز کند. به سخن دیگر خلیلزاد دشمن شمال است و بود.

خلیلزاد در نقش میانجی و در اصل شکل دهنده گروپهای سیاسی پس از طالبان در کشور نقش خاص خودش را داشته که محتاج تحقیق و بررسی مشخص است. چه شخصیتهایی در صحنه سیاسی افغانستان مهم شدند و چه شخصیتهایی بی اعتبار و منزوی شدند و نقش خلیلزاد در آنها چه بود- باید با یک رویگرد مشخص و تازه مورد بررسی قرار بگیرد. چگونه آنهایی که نماینده شمال پنداشته و معرفی شدند در ۱۷ توانستند نقش منفی بازی کنند و شمال را فلج سازند و رابطه خلیلزاد با آنها چه طبعیتی داشت و دارد،‌ نیز قابل توجه است.

حضور مجدد خلیلزاد در صحنه افغانستان بازهم اهداف قومی را دنبال می کند و درین شکی نیست. به ویژه که روابط ایران و امریکا در اوج تنش است و یک جبهه وسیع ضد ایرانی به کمک کشورهای عربی شکل گرفته است و طالبان نیز مراکز شان در خلیج است، هیچ شکی وجود ندارد که اقوام غیر پشتون- به ویژه تاجیکان و هزاره ها را خلیلزاد متحد ایران قلمداد و معرفی کرده و گویا صلحی را که وعده می کند نتیجه اش حاکمیت مطلقه طالبان و پشتونها و محرومیت فارسی زبانان از قدرت سیاسی خواهد بود. روشن است که نه در گذشته و نه در حال حاضر ایران هیچگاهی به تاجیکان سنی فارسی زبان توجهی نداشته و حتی آنها را رقیب بالقوه خود در میراث مشترک فرهنگی فارسی حساب می کند. کمک ایران به هزاره ها نیز طبیعت مزورانه داشته و ابزاری بوده است. اما این بدان معنا نیست که تاجیک و هزاره دست و پا بسته در اختیار کسی قرار بگیرند و حاکمیت ظالمانه و یک طرفه و تکقومی را بپذیرند. همچو وضعیتی دیر دوام نخواهد بود. مردم یک بار دیگر قیام خواهند کرد و این بار قیام قومی خواهد بود و این نهایت خطرناک و تباهکن است.

صلح زلمی خلیلزاد نمی تواند مورد اعتماد همه باشد. او سرمه آزموده است. چنین صلحی هرگز پایدار نخواهد ماند. چنین صلحی پایه گذار یک جنگ دیگر است. یک جنگ خانمان برانداز که سوریه و لیبی در برابرش رنگ خواهد باخت.


/ 0 نظر / 7 بازدید