خوش درخشید مگر دولت مستعجل بود

عصر دولتشاهی


تاسیس مکتب زبانهای خارجی در وزارت خا رجه برای اولین بار در عهد سلطنت مستعجل امیر حبیب الله خادم دین رسول الله صورت گرفت. وزیر خارجه آن وقت عطاءالحق خان صاحب زاده بود. عطاءالحق خان برادر شیرجان خان وزیر دربار و محمد صدیق خان قوماندان جبهه جنوب بود. عطاءالحق به وساطت هاشم خان- مشهور به جلاد، که همصنفی اش بود اعدام نشد اما دو برادر دیگرش یکجا با امیر به امر نادرخان تیرباران شده سپس أجساد شان به دار آویخته شد...


آنچه دشمنان امیر در موردش می نویسند هجونامه است نه تاریخ. کسانی که تا سرنگونی حاکمیت محمدزایی (جمهوری سردار محمد داوود) در کار تاریخ نویسی سرگرم بودند بیشترینه سرکاری بودند. حتی غلام محمد غبار نیز به خاطر شریک بودن خودش در وقایع دوران امانی و بعد از آن هرگز نمی توانست با بیطرفی در مورد امیر بنویسید. طرفداری چه که حتی بیطرفانه نوشتن در مورد امیر جرم بود. اگر اشرافیت حاکم به حبیب الله خان از دید دشمن و از دریچه تحقیر می نگریستند و علیه او تبلیغ می کردند، گروههای چپی و به اصطلاح مترقی نیز با طرفداری مغرضانه و کورکورانه از امان الله به تخریب امیر پرداخته و او را نماینده «ارتجاع» و مخالف ترقی انگاشته و آب به آسیاب اشرافیت حاکم می انداختند. بدین ترتیب سخن از امیر باید با هجو از او اعتبار بخشی به جعلیاتی شروع میشد که حاکمیت به خورد مردم داده بودند.

حاکمیت ۹ ماههء امیر نتیجه یک انقلاب همگانی بود. آغاز هر انقلابی همان بر سر مردم می آورد که انقلاب دوران امیر آورد. این در حالیست که کابل در دوران امیر مامون ترین روزگار تاریخ خود را سپری میکرد. برعکس با آمدن نادرخان کابل رسما و به موافقه نادرخان در اختیار اقوام حشری وزیری گذاشته شده تا غارت شود. اما تاریخنگاران مجال نوشتن درین مورد اخیر را نداشتند و برعکس کارشان کوه ساختن از کاه هر کمبودی در حکومت خادم شده بود و نان خوردن ازین مجرای گندیده!

شماری هستند که گاه گاه وقتی حرفی برای گفتن نیافتند خیره سرانه می پرسند که دست‌آورد حبیب‌الله خادم دین چه بود. همین چند روز پیش با چنین سوالی در تویتر برخوردم. این عده اینقدر منطق ندارند بدانند که در ۹ ماه سطنتی که همه اش در جنگ گذشت چه دست آوردی می تواند محقق گردد. با اینهمه وقتی به أوراق و اسناد تاریخی از زاویه حقیقت‌یابی نگاه شود، در خواهیم یافت که زمینه ها و ذهنیتهای بس مساعد و آماده یی برای انکشاف، رفاه و عدالت اجتماعی در حکومت و حکومت امیر خادم دین وجود داشته است که برای ما مایه افتخار است. این ذهنیتها تنها ذهنیت نمانده است و آنچه ممکن بود در عمل نیز پیاده شده است. دو سه نمونه زیر اثبات این ادعاست.

امیر خواهان جمهوری ساختن حکومت بود. این نکته را سردار محمد رحیم شیون در کتاب «برگهایی از تاریخ معاصر وطن» آورده است. بر مبنای این کتاب،‌ امیر با شیرجان خان وزیر دربار درین مورد مشوره کرده بود اما شیرجان خان مانع شده و گفته بود که هنوز وقتش نیست. گفتنی است که سردار محمد رحیم شیون نواسه عبدالرحمن و پسرکاکای امان الله بود. دختر رحیم شیون خانم پروین است که خواننده معروف رادیو کابل بود...

امیر برای نخستین بار جشن استقلال را به گونه مردمی و عام تجلیل کرد. این در حالی بود که جشن استقلال پپش از آن در حلقه اشراف و اعیان در پغمان برگزار می شد و مردم از آن بهره یی نداشته در آن شرکت نداشتند. رسم تجلیل از استقلال به اشتراک مردم را امیر پایه گذاری کرد. امیر بود که در مراسم جشن گفت:

«استقلال نه از امان الله خان است و نه از حبیب الله خان (خودش). استقلال از شما مردم است که با زور شمشیر تان آن را گرفتید و با زور شمشیر تان آن را نگه می دارید.»

درین مراسم جایگاه امیر و مردم با سیم خاردار از هم جدا شده بود. امیر از سیم خاردار به طرف مردم گذشت و گفت که این دیوار میان من و مردم را بردارید.

این کار امیر به خصایل عیارانه و صوفیانه اش بسیار همخوان بود. او با برتری‌گذاری میان خودو دیگران نمی‌توانست بسازد. به گزارش زنده یاد محمد آصف آهنگ، زمانی که یکی از اعیان کابل در باغش امیر را مهمان کرده بود،‌ دروازه باغ تا روی صفه یی که قرار بود بنشینند،‌ مخمل سرخ فرش کرده بود. وقتی امیر وارد باغ شد روی مخمل نرفت. به میزبان که یکی از سادات بود گفت: آغا صاحب، من آدم بسیار عاجزی استم... فرشهایت را بردار. (نقل به مضمون).

گذشتن امیر از سیم خاردار و وپیوستنش به مردم نیز بر مبنای همین روحیه است. او نمی توانست از بالا به مردم ببیند. خود از میان مردم برخاسته بود.

همین دو سه روز پیش دوست کتابخوان و پژوهشگرم- جناب محمد ایوب عظیمی صفحاتی از یک نشریه زمان امیر را برایم فرستاد که در آن خبر افتتاح نخستین مکتب السنه در وزارت خارجه را در همان ۹ ماه دولت مستعجل نشر کرده بود. وقتی متن این خبر را و مواد مندرج لایحه شمولیت به این مکتب به دقت خوانده شود حرفهای زیادی از آن استنباط می گردد که بیانگر ذهنیت و اراده تامین عدالت در اولیای امور است.

رونوشت متن جریده هفتگی حبیب الاسلام سال اول شماره 27 نمره مسلسل 27، 22 سنبله 1308- کابل -

مدیر مسول برهان الدین کشککی:

 -۳۵۹-



مرامنامه وزارت خارجیه نسبت به تاسیس مکتب السنه


مقدمه:

قوت و توانایی یک مملکت در صحنه مبارزه پولتیکی به قدر دسترس و استعداد رجال سیاسی آن مملکت است. موفقیت و پیشرفتهای رجال سیاسی بدون علم و معرفت متصور نیست. تحصیل و معرفت و مخصوصا آشنا گردیدن به احوالات خصوصی و عمومی عالم هم وابسته به زبان دانی است. وزارت خارجه در روی این اصل و به أساس همین منظور تاسیس یک مدرسهء السنه شاهانه به ترتیب و مقررات ذیل تصمیم گرفت:

(۱) درس السنه عموما هر روز از طرف عصر نیمساعت قبل از حاضری افتتاح و تا نیم ساعت بعد از حاضری به متعلمین داخلی وزارت افاده می کند.

(۲) درین مدرسه شمولیت مدیران وزارت خارجیه الی درجه سرکاتب به صورت حتمی است. کاتبان هم به میل خود شان داخل شده می توانند.

(۳) مامورین داخلی وزارت خارجیه از دادن فیس (حق التعلیم) معاف میباشند.

(۴) عجالتا در پروغرام تعلیمی این مدرسه تنها سه زبان اروپایی (انگلیسی و فرانسوی و روسی) از لحاظ عمومیت و اهمیت و همجواریت داخلی است و بنابران متعلمین به سه صنف ابتدایی (صنف ابتدایی فرانسوی، صنف ابتدایی انگلیسی و روسی) تقسیم می شوند.

(۵) تهیه و تدارک سامان تعلیمی از قبیل (کتاب- قلم- کاغذ) بعهده خود متعلمین است.

(۶) شایقین و هوسکارانیکه به داخل وزارت خارجیه ماموریت نداشته و آرزوی تعلیم را داشته باشند مشروط به این که ماهانه (۱۱) کابلی فیس بمعلم بپردازند در مدرسه قبول می شوند.

(۸) اشخاصیکه سابقا در وزارت خارجیه ماموریت داشتند و فعلا بسبب محدودیت کار برطرف شده اند اینها هم اگر بمدرسه داخل شدن را آرزو داشته باشند از تادیه حق التعلیم معاف می باشند.


(در متن اصلی منتشره نیز شماره هفتم وجود نداشت و از روی اشتباه پس از ششم شماره هشتم آمده است.)


-۳۵۸-


افتتاح مکتب السنه در وزارت خارجیه


از حسن توجه خادم دین رسول الله (ص) امیر حبیب الله خان و مساعی جمیله حضرت عالی عطاءالحق خان وزیر خارجیه- به روز چهارشنبه گذشته مکتب السنه برای یادگرفتن لسان و محاوره زبان دول خارجیه که أفغانستان با آنها علاقه مند و برای تکمیل مقاصد و تمنیات خویش به مکالمه و مراوده با آنها مجبور است افتتاح گردیده أولا عالیجاه محترم قیام الدین خان مدیر شعبه شرق و غرب وزارت خارجیه نطق آتی را برای استحضار حضار ایراد فرمود و در اثر آن این مرامنامه وزارت خارجه که در عقب نطق مسطور است خوانده شده مکتب مذکور در کمال خوشحالی و سرور و دعاگویی حضور و دیگر رجال معظم و زمامداران حکومت حبیبییه به تعلیم و تعلم تلامیذ خویش دایر گشت.



(نطق افتتاحیه مکتب السنه)


حضار محترم. همه شما می دانید که حیات از نقطه نظر فلسفی عبارت از تعاون و اشتراک و همدردی است و طبعا به حکلم (ضرورت اجتماع بشر) از دور خلقت آدم تا ایندم فرد بفرد قوم به قوم قبیله به قبیله و علی هذا لقیاس ملت به ملت و حکومت به حکومت احتیاج خود را حس کرده و باهم مربوط گردیده اند- امروز در هیچ گوشه‌ء عالم هیچ قوم و ملت و حکومتی دیده نمیشود که علایق سیاسی و اقتصادی با دیگران نداشته و وسایل معیشت و زندگان خود را خود به خود تدارک کند.

این احتیاجات متوالیه و در علین حال لزوم ارتباط و اختلاط ما با ملل مسکونه گیتی ما را مجبور میسازد که برای ابراز مطالب خویش و فهم مطلوب دیگران مبنی بر فلسفه (جلب منفعت و دفع مضرت) از أصول السنه خارجیه تا یک اندازه مستحضر باشیم تا بتوانیم باقتضای وقت و زمان معاملات و مناسبات جاریه را به سهولت ادره کنیم.

این خیال و تصور ما شاید بخودی خود منظور ما را تامین نتوانسته و از حد قول به میدان عمل در نیاید. لهذا ما لازم دیدیم که یک مدرسه به اسم (مدرسهء السنه) در خود وزارت خارجیه برای تحصیل زبانهای خارجی مفتوح و از مامورین خود وزارت خارجیه و باقی ذوات صاحب ذوق و سلیقهء که علاقه مندی خود را بوطن محبوب خویش در حکومت مقدسهء اسلامی خود ابراز نمایند مطابق بمرام نامه جداگانه وزارت خارجیه بپذیریم.

این است به امر و اجازه حضور همایونی که سمع مبارک شان همیشه برای اصغاء سخنهای حسابی که فایده ملک و ملت را متضمن باشد حاضر است و حسب الایماء حضرت مستطاب ... وزیر صاحب خارجیه افتتاح مدرسه را اعلام می کنم و از خدای متعال جل شانه نیاز دایم که در سایه توجهات اعلیحضرت امیر صاحب غازی همهء ما و شما کامیاب شویم.



کلیفورنیا- چهارم نومبر ۲۰۱۸

/ 0 نظر / 16 بازدید